شعر از محمدعلی مجاهدی برای حضرت معصومه(س)
من به پابوسی تو آمده ام
شهر گلدسته های رنگارنگ
شهر قم، آشیان آل الله
شهر علم و دیانت و فرهنگ
گنبد دلگشای تو از دور
در میان مناره ها پیداست
امتداد حضور آینه ها
در نگاه ستاره ها پیداست
آه بانو، بگیر دست مرا
که به جز تو مرا پناهی نیست
می توان با تو تا خدا کوچید
کز حرم تا بهشت راهی نیست
در پگاهی که با دو دست نیاز
به ضریحت دخیل می بندم
پر و بال دعای خود را من
به پر جبرئیل می بندم
بس که شب ها ستاره می شمرم
آسمانی شده ست دامن من
گر گناه است عاشقی کردن
گنه عالمی به گردن من
قطعه ای از بهشت خوب خدا
آشکارا به منظر حرم ست
طایر پرشکسته دل ما
تا همیشه کبوتر حرم ست
شهر گلدسته های رنگارنگ
شهر قم، آشیان آل الله
شهر علم و دیانت و فرهنگ
گنبد دلگشای تو از دور
در میان مناره ها پیداست
امتداد حضور آینه ها
در نگاه ستاره ها پیداست
آه بانو، بگیر دست مرا
که به جز تو مرا پناهی نیست
می توان با تو تا خدا کوچید
کز حرم تا بهشت راهی نیست
در پگاهی که با دو دست نیاز
به ضریحت دخیل می بندم
پر و بال دعای خود را من
به پر جبرئیل می بندم
بس که شب ها ستاره می شمرم
آسمانی شده ست دامن من
گر گناه است عاشقی کردن
گنه عالمی به گردن من
قطعه ای از بهشت خوب خدا
آشکارا به منظر حرم ست
طایر پرشکسته دل ما
تا همیشه کبوتر حرم ست
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۸۹ ساعت 14:12 توسط وحیده افضلی
|
اینجا شعرهای شاعران را درباره حضرت معصومه(س)جمع آوری می کنم.متاسفانه در وبلاگ ها و سایت ها شعرهای فراوانی یافت می شود که نامی از شاعرانشان نیست. و این بزرگترین بی احترامی به یک شاعر و یکی از زشت ترین کارهایی ست که در این فضای مجازی می توان انجام داد.کسانی که به این وبلاگ می آیند حق ندارند شعری را بدون نام شاعرش از این جا برداشت کنند و جای دیگر بگذارند...